![]() |
![]() |
|
| عکس های زیبا و مطالب خواندنی و به روز |
|
یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باش
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم فروردین 1390ساعت 12:25 توسط adel dosti |
|
|
||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389ساعت 20:14 توسط adel dosti |
|
|
سلام برادر پان فارس من
به رسم مالوف باید خود را معرفی نمایم. منم هموطنِ بی وطن تو!
منم هموطن بی زبان، بی نشان، بی تاریخ و بی هویت تو، نشناختی؟! اگر در
روزهای سخت در کنار تو بودنم را فراموش کرده باشی، حتما روزهای شادی و
پارتی مرا به یاد می آوری! بله منم اسباب تفریح تو، همان کسی به دلیل
اینکه مثل تو نمی توانست زبان تو را حرف بزند مورد تمسخر تو بود. دیدی
شناختی!
امروز از طرف تو متهم به بی تفاوتی به امور بسیار مهم جامعه امروزم! اما دستت درد نکند تو هنوز به یاد من هستی، حتی در میان این سیلاب خون! هنوز فضای net پر است از احساس تکریم تو نسبت به من و امثال من. هر روز Emailهای زیبای تو به دستم می رسد که پر است از جکهای جدید و قدیم تو. از اینها بگذریم، راستی کاری که در تهران می شود کارستان است. اما من اینجا در آذربایجان ساکت و بی خیال نشستم، من رفیق نیمه راه! شاید ترسیده ام! اما نه یادت نرفته که نفر جلویی، آن سرِ سران فتنه خود، تؤرک است. در صد سال گذشته هم که در تمامی انقلابها نفر اول من بودم. یادت نیست؟! مشروطه و آذربایجان، 1324 و فرقه دموکرات، مصدق تؤرک و ماجرای نفت، انقلاب و 29 بهمن، جنگ تحمیلی و سرداران شهید تؤرک. امروز با تو نیستم چون هرگز با من نبودی، امروز با تو نیستم چون از تو خسته شدهام! از آن خنده های همیشگیات، از آن قیافه همیشه حق به جانبت، از خود برتر بینیات، از این همه تحقیرهایت، از کوچک شمردنت، از آن نگاه بالا به پایینات، از تخریب شخصیتیات. نمی خواهم از تمدن 7000 سالهام بگویم، نمی خواهم از غنای زبان مادریام که سوم زبان زنده دنیاست، حرفی بزنم، نمی خواهم از شیرزنان و شیرمردان تؤرک مثالی بیاورم که اکنون یا مثل دهقان فداکار، مال من نیستند، یا مثل بابک نشان بی دینی هستند و مثل ستارخان، امروز لقب اوباش گرفتهاند، انگار که همو نبود که با یک پای سالم مجلس ملیمان را از دست بیگانه درآورد، و سپس لقب سردار ملی گرفت. نمی خواهم از بازرگان و شهریار و جعفری و طباطبایی و جبهدار و هشترودی و مجتهد و پروین اعتصامی و باغچهبان و رشدیه و صمد بهرنگی و ... بگویم که چه ها به پای فرهنگ و علم و سیاست تو! نریختند. من و تو با هم در این خاک زاده شدیم. تو وارث تاریخ 2700 ساله شدی و فرهنگ اصیل ایرانی اما من مجبور به نسیان تاریخ 7000 ساله خود شدم و خرده فرهنگ. تو در مدرسه به زبان مادریت شعر خواندی و جایزه گرفتی و من به دلیل صحبت به زبان مادریام حکم اخراج. کتابهایمان پر بود از عکس نیاکان تو و من بی هیچ نژاد و تاریخی! همه جا نشانهای از فرهنگ اصیل تو بود و من با تمدن 7000 ساله بی نشان و مدرک بودم. برای تو آثار تاریخی می ساختند! و آثار تاریخی من هر روز ویران می شد.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم بهمن 1388ساعت 18:17 توسط adel dosti |
|
|
ازدهه های پایانی قرن بیست تا به امروز که در حال سپری کردن دهه اول قرن بیست ویک هستیم سیاستمداران ودولتمردان با پی بردن به واقعیت نفوذ وتاثیر پدیده ای بنام فوتبال در میان طبقات وسیع ملتها 'دیپلماسی جدیدی بنام دیپلماسی فوتبال را در دستور کار سیاستها ودستگاه دیپلماسی خود قرار داده وبرای رسیدن به اهداف سیاسی وحتی سلطه فرهنگی وفرستادن پیامهای پیدا ونهان سیاسی وفرهنگی وحتی پیام صلح وگاه جنگ از این دیپلماسی بشکل وسیع بهره جسته ومیجویند.این بحث گسترده ای است که در حوصله این مجال ومقال نیست وتنها بعنوان مقدمه ای کوتاه بدان اشاره کرده ایم تا وارد بحث اصلی چرایی بریدن سر یک کبوترکه بعنوان سمبل صلح ودوستی در جهان شناخته میشوددر ورزشگاه آزادی تهران از سوی بظاهر تماشاگران فوتبال امادر واقع نمایندگان تفکری که خود را نژاد برتر نامیده ودچار نوعی خود شیفتگی سادیستی شده اند'گردیم . موضوع غیر قابل انکار که حتی مسولین ورزش ایران به آن اعتراف کرده ومیکنند این است که بعد از عدم توفیق تیم فوتبال ایران در راهیابی به جام جهانی بحرانی جدی به نام عدم استقبال تماشاگران تهرانی از مسابقات وعدم حضور آنها در ورزشگاهها بروز کرده است که در خوشبینانه ترین حالت جمعیتی زیر 5000 نفر به استادیومها میآیند.حال این سوال مطرح است که 40000 تماشاگر طرفدار استقلال ناگهان از کجا پیدا میشوند ؟ طرح شعارهای ملی از طرف انبوه طرفداران تراختور ماههاست ذهن مدیران اطلاعات وامنیت وسران رژیم را بخود مشغول کرده وآنان بدنبال راهکاری جهت پایان دادن به این پدیده بسیار وسیع وفراگیر بودند . یکی از طرحهای رژیم برای مقابله با این موضوع 'سازماندهی دولتی تماشاگران! در تهران برای روزهایی است که تراختور در تهران بازی دارد .از سوی رژیم 3وظیفه اساسی برای این گروه بظاهر تماشاگر تعریف شده است .1- قدرت نمایی و دادن شعار علیه آذربایجانیها وتحریک تماشاگران آذربایجانی برای ایجاد درگیری ویافتن بهانه های لازم جهت برخوردهای خشونت آمیزتر با آنان 2-ایجادجنگ روانی و اخلال در نظم شعارها وهماهنگی آذربایجانیها بنحوی که صدای شعارهای ملی آذربایجانیها یا خاموش شود یا سبب چند دستگی در شعارهای آنان گردد. 3-تضمین و کنترل امنیت در تهران( قلب آپارتاید ) بهنگام حضور آذربایجانیهادر تهران . ودر واقع شوونیزم در آنروز به ورزشگاه آزادی لشگر کشی کرده بود لشگری که نه برای تماشای مسابقه که گویا برای جنگ با ترکان به جبهه!آمده بودند.وهمانها بودند که برای دادن پیغام حکومتی آن نمایش تنفر آمیز را از خود بروز دادند. بریدن سر کبوتر نمادین آذربایجان در این بازی توسط نمایندگان شوونیزم پیامی بود از طرف فاشیستها به ملت آذربایجان که نشان ازعصبانیت رژیم از طرح مطالبات مدنی ملت آذربایجان بوده و علامتی بر عدم تحمل این مطالبات وشعارها در آینده تلقی میشود.اما عجبا مگر میتوان با کشتن کبوتر به گرگ هشدار داده واو را ترسانید ؟!جواب ما به شوونیزم واین گونه پیغامهایشان این است :ملت آذربایجان کبوتران خونین بال بسیاری تقدیم آرمان خود کرده است گیریم کبوتری را میکشید اما آیا روزی رااندیشیده اید که با گرگها روبرو شوید؟آنروز چه خواهید کرد؟ ما خود میدانیم شما بیرحم و جنایتکار هستید ونیازی به دادن چنین پیغامهایی نیست.ماگر زسر بریده میترسیدیم در مجلس عاشقان نمیرقصیدیم. آنهایی که بنام ایرانی خود را محق بریدن سر دیگران میدانندآیا به ریشه اصلی وچگونگی نهادینه شدن جنایت در نزد ایرانیان فکر کرده اند؟ . برای یافتن ریشه های اصلی چنین رفتارهای شرم آور ووحشیانه ونظایر آن از سوی ایرانیان ' گریز کوتاهی به تاریخ میزنیم تا بروشنی دریابیم که چگونه تاریخی که آکنده از قتل وجنایت وخونریزی بوده وشاهان و فرمانروایان ایرانی در آن فرمان قتل وکشتار میداده اند رامورخین وروشنفکران فارس با الهام از تفکرات نژاد پرستانه خود چنان بعنوان تاریخ درخشان وتمدن خود بر جامعه وافکار عمومی تحمیل کرده اند تا نتیجه آن شود که جنایات سازماندهی شده ای نظیر قتل عام دهها هزار نفر در 21آذر 1325 با الفاظی نظیر نجات آذربایجان ودفاع از سرزمین ونژادآریایی توجیه شده وعاملان این جنایت هرگز حتی احساس گناه هم نکنند.مورخین وبه اصطلاح روشنفکرانی که از کتیبه بیستون به عنوان یكی از قدیمیترین متنهای تاریخی شناخته شده ایرانی که به فرمان داریوش بر كوه حكاكی شد بعنوان سند تمدن وافتخار وبرتری خود یاد میکنند 'در قبال بند بند دستور جنایات داریوش ودیگر شاهان 'نوشته شده در این کتیبه چه پاسخی دارند؟ بطور مثال آنجا که در بند 13از زبان داریوش نوشته شده است: بند 13 - داریوش شاه گوید : پس از آن ، فرورتیش با سواران کم گریخت . سرزمینی ری نام در ماد از آن سو روانه شد . پس از آن من سپاهی دنبال [ او ] فرستادم . فرورتیش گرفته شده به سوی من آورده شد . من هم بینی هم دو گوش هم زبان [ او ] را بریدم . و یک چشم [ او ] را کندم . بسته بر دروازه [ کاخ ] من نگاشته شد . همه او را دیدند . پس از آن او را در همدان دار زدم و مردانی که یاران برجسته [ او ] بودند آنها را در همدان در درون دژ آویزان کردم. وچه جالب است آنجا که داریوش خود را نماینده خدا میداند (البته خدایی بنام اهورا مزدا) بند 5 – داریوش شاه گوید : به خواست اهورا مزدا من شاه هستم . اهورا مزدا شاهی را به من داد . وفراموش نمیکنیم سال 529میلادی را که اولین قتل عام مذهبی بنام دین در تاریخ را کسی مرتکب شد که بعنوان مظهر عدالت ایرانیان در تاریخ پر از دروغشان ثبت وشناخته شده است همانکه انوشیروان عادل اش میخوانند کسی که در آنسال یعنی سال 529 میلادی با کمک پدرش قباد شاه 25 هزار مزدکی را سر برید. تفکر فاشیستی شاهان دیروز آریایی نژادهای پر مدعا را مقایسه کنید با حکمرانان امروزی شان.آیا ذره ای فرق کرده اند؟ هر دو گروه خود را نمایندگان تام الاختیار خدا بر روی زمین دانسته و خویش را برتر میخوانند .دیروزشان با امروز فرقی ندارد وبیقین فردایشان نیز چنین خواهد بود . حال ازروشنفکران ومورخان دروغ نگار قوم فارس باید پرسید کدام ملتی را در جهان سراغ دارید که به جنایتکاران و قاتلان خود مدال شجاعت بدهند؟ کدام مورخ را سراغ دارید که خون آشامان نژاد پرست خود راقهرمان ملی خطاب کنند؟آیا ملت آلمان ازهیتلر بعنوان قهرمان ملی خود یاد میکنندکه شما از انوشیروان وداریوش یاد میکنید؟ آیا مردم صربستان امثال میلوسویچ وکارادزیچ راالگو وقهرمان ملی خطاب میکنند که شما شاهان خونریزتان را چنین خطاب میکنید؟ آیا ملت آلمان از کتاب نبرد من'هیتلر بعنوان یک شاهکار ادبی ومایه مباهات بشریت یاد میکنند که شماازکتیبه خون آلود بیستون وشاهنامه پر از خون وجنون وخیانت فردوسی بعنوان سند افتخار و تمدن خود یاد میکنید؟. عالیجنابان واقعا شرم آور است که کتابی چون شاهنامه فردوسی که آکنده از خیانت وقتل وچپاولگری است و دراقع رساله ترویج خشونت پارسیان است بعنوان شاهکار ادبی قوم فارس مطرح شود کتابی که سرگذشت کشتاروقتل پدر بدست پسر 'پسربدست پدر'در آوردن چشم 'بریدن سر ونژادپرستی بشکل عریان در آن تبلیغ میشود! آیا این است شاهکار ادبی تان؟! براستی بااین ادبیات وآموزه ها' فرزندان خود را تربیت کرده وبه استقبال قرن بیست ویک آمده ایداگر اینگونه است پس جای تعحب وشکایتی از رفتار رژیم اسلامی که نماینده وقت سیستم شوونیستی وفاشیستی شماست وخود شما آنها را آموزش داده اید نیست.دهید؟شمابا تکرار دروغهای تاریخی خود کماکان به تاریخ سیاه نیاکانتان میبالید که این عناد شما واصرارتان بر تحریف تاریخ وتکرار تاریخ سیاه ایران باستان وافتخار به آن بمراتب از جنایاتی که در گذشته اتفاق افتاده'مخربتر وخطرناکتر خواهد بودآنگونه که تاثیر آنرا بر فرهنگ مملو از خشونت جاری در جامعه بوضوح میبینیم. آنها که هم اینک در خیابانها مردم را به خاک وخون میکشند و به نوامیس مردم تجاوز مینمایند شاگردان شما ودانش آموخته مکتب فردوسی وانوشیروان و...هستند آنها از همانجا الهام میگیرند که داریوش شاه میگرفت .داریوش از اهورا مزدا واینان نیز از الله 'وهر دو خود را منسوب خدا میدانستند و میدانند.سربازان پا در رکاب خامنه ای با سربازان انوشیروان هیچ تفاوتی ندارند هر دو گروه پروده مکتب نژادپرستانه شمایند. آیا زمان آن نرسیده است تا در آموزه ها وآموزشهایتان تجدید نظر کلی نموده وخود را با عصر حاضر ومعیارهای انسانی هماهنگ نمایید؟ آیا زمان آن نرسیده است تافرهنگ خون وجنون نژادپرستانه خود را کنار گذاشته 'خود را از میان دریای خون آلودی که به نام فرهنگ وتمدن باستان برای خود ساخته اید نجات . زمان برای شما بسرعت میگذرد وبشریت منتظر شما نخواهد ماند وجهانی که نژاد پرستی در آن جایی ندارد با گذشت زمان حتی حاضر به تکرار نامتان در کتابهای تاریخ نیز نخواهد شد به جای کشتن سمبل صلح ودوستی ملتهای دیگر 'به فرزندان خود مهرورزی واحترام به بشریت را بیاموزید تا بیش از این منزوی وخوار وزبون نگردند وحرفی برای گفتن در دنیای امروزی داشته باشند. به فرزندان خودبجای کشتن وبریدن زبان دیگران' سخن گفتن بیاموزید. در شگفتم از شما که خود سخن گفتن نمیدانید آنگاه سخن گفتن بزبان مادری را برای دیگران ممنوع کرده اید! امین موحدی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 11:23 توسط adel dosti |
|
|
اي جماعت، چطوره حالات تون ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم تیر 1388ساعت 20:59 توسط adel dosti |
|
|
کاش مي شد قلب ها آباد بود … کينه و غمها به دست باد بود
کاش مي شد دل فراموشي نداشت … نم نم باران هم آغوشي نداشت کاش مي شد کاش هاي زندگي … گم شوند پشت نقاب بندگي کاش مي شد کاش ها مهمان شوند … در ميان غصه ها پنهان شوند کاش مي شد آسمان غمگين نبود … رد پاي قهر و کين رنگين نبود کاش مي شد روي خط زندگي … با تو باشم تا نهايت سادگي زیباترینم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 19:6 توسط adel dosti |
|
اخیرا تعدادی از موسسات فرهنگی با چاپ مطالبی در مورد علائم ظهور امام زمان این چنین نقل قول کرده اند که چندی قبل ايت الله بهجت درحين وضو گرفتن بيهوش مي شوند که پس از بهوش آمدن علت را جويا مي شوند که در جواب مي فرمايند در همين لحظه قاتل امام زمان در اصفهان متولد شده است.
آگاهان گسترش خرافات و استفاده از اعتقادات مذهبی را حاصل استفاده های سياسی از باورهای عمومی می دانند که هم به باورهای اعتقادی مردم لطمه زده و هم راهی در برابر شیادان باز کرده است
به اين چند خرافه كه در مطبوعات داخل کشور در این چند سال انتشار يافته نگاهی بياندازيد
گوش كردن موسيقی
یا دختر جوانی در هلند در زمان تلاوت قرآن توسط مادرش با صدای بلند به موسيقی گوش میكرد. هنگامی كه با اعتراض مادرش مبنی بر كم كردن صدای موسيقی مواجه میشود به او و كتاب قرآن اهانت میكند. اين دختر هنگامی كه میبيند با وجود مخالفت او باز مادرش به خواندن قرآن با صدای بلند ادامه میدهد، قرآن را به زور از دست مادرش میگيرد و آنرا پاره میكند كه در همان حال دختر جوان آتش گرفته و میسوزد. مادر دختر برای خاموش كردن دخترش بر روی او پتو میاندازد و بعد از اينكه پتو را از روی او بر میدارد میبيند كه دختر او تغيير چهره داده و به صورت عكسی كه میبينيد در آمده است
مدتی بعد مشخص میشود كه اين خبر از اساس ساختگی بوده است. عكس مربوط به مجسمهای ساخته پاتريشيا پيچی نينی است كه از سيليكون و كائوچو ساخته شده و طرحی در مورد مهندسی ژنتيك مربوط به تكامل حيوانات است و هيچ ارتباطی با موضوعات مذهبی ندارد
آن كه دسترسی به چنين خبری داشته و قطعا با اروپا و مطبوعات آن درتماس بوده و دسترسی داشته، نمی دانسته اصل ماجرا چيست؟ میدانسته، اما ماموريت برای داخل كشور اجرا میكرده است
ورود سگ به حرم امام رضا
قضيه ورود سگی گريان(!) به حرم امام رضا در مشهد كه عكسالعملهای بسياری برانگيخت از آن موضوعات جالب توجه است. بعد از خبر ورود سگی به حرم و عارض شدن در آنجا فيلم و خبر و كپی گزارش آن دست به دست میگشت و به فروش میرسيد و مطبوعات نيز با كشيدنهالهای از تقدس دور اين موضوع امكان هر گونه تشكيك يا نقد موضوع را از همه گرفتند. سايت اينترنتی انتخاب نيز با آب و تاب و قطعاتی از فيلم ويديويی سگ مذكور به اين قضيه بيشتر دامن میزد. سرانجام روزنامه جمهوری اسلامی بعد از چند روز واكنش نشان داد و نوشت
توطئه وارد ساختن يك سگ به حرم مقدس رضا و مطرح كردن خبر آن در پايگاههای اطلاعرسانی كه طی دو هفته اخير شايعات زيادی را بر سر زبانها به جريان انداخت، با كشف يك باند سودجو و دستگيری عوامل اين باند، خنثی شد
اعضای اين باند، يك شياد و دو نفر از خادمان حرم بودند كه با همدستی همديگر توانستند يك سگ را از قسمت مربوط به بانوان وارد حرم نمايند و تا نزديكی ضريح مطهر ببرند و با فيلم برداری و انتشار خبر آن و تهيه سی دی اقدام به سودجويی نمايند
چاه عريضه و شيشه مقدس مسجد جمكران
دو سال پيش در محراب مسجد جمكران شيشهای نصب شد و چند لامپ سبز رنگ نيز به آن آويزان شد. كمكم اين قسمت از مسجد به شكل يك جاذبهی سياحتی- زيارتي(!) درآمد و به تدريج برای آن داستانها و افسانههای شاخداری هم ساختند. زوار در پشت شيشه صف كشيده و آن محل را زيارت میكردند. تا جايی كه آيتالله مكارم شيرازی در اعتراض به اين عمل گفت: «اخيراْ در محراب مسجد جمكران يك تشكيلات شيشهاى سبزرنگ و چراغ درست كردهاند كه كمكم به صورت امامزادهاى درآمده است. مردم براى بوسيدن اين شيشه صف میكشند، كسانی هم هنگام دور شدن عقب عقب میروند مثل كارى كه در حرم امامان و امامزادهها میكنند. بعضیها هم فاتحه میخوانند، عدهاى تعظيم میكنند، بعضی از عوام هم میگويند اينجا قبر حضرت وليعصر(عج) است. حتما چند سال ديگر هم فردى پيدا میشود و كتابی مینويسد كه 70 نفر از اوتاد در اينجا دفن شدهاند. هركس مرتكب اين كار شده اشتباه كرده است، اين ضربهاى به مسجد جمكران است
پس از اين اعتراض، بلافاصله اين تشكيلات معجزهآسا و امامزادهی جديدالاحداث از محل محراب جمعآوری شد و البته آب از آب هم تكان نخورد! اما ذهن خرافهساز مؤمنين قلابی و دكانداران دين هم بيكار نماند و محلی را به نام «چاه عريضه» اختراع كردند و اظهار داشتند كه مردم میتوانند از طريق انداختن عريضه و دعاهای خود در اين چاه از امام زمان بخواهند كه زودتر ظهور نمايد. و البته اين مدت نيز نه تنها عوام كه خواص بسياری هم به اين چاه پناه آوردهاند و عريضه و دستورالعمل و بخشنامه و پيشنهاد انتصابات خود را داخل آن چاه میريزند گوسفند مقدس شيبان
در ماه محرم سال گذشته در شهر كوچك شيبان نزديك اهواز گوسفندی پيدا میشود كه میگويند روی شاخ سمت چپ او شمشير امام علی نقش بسته است. بلافاصله اين موضوع دهان به دهان گشته و به يك افسانهی مذهبی در منطقه مبدل شده و كمكم به رسانههای سراسری نيز كشيده میشود. مردم دسته دسته برای تماشای گوسفند مقدس به سمت شيبان هجوم میبرند و به تدريج شايعات عجيب و قویتری در مورد اين گوسفند زبان بسته و از همهجا بیخبر پديد آمد مثلاً اين كه هيچ چاقوی گلويی او را نمیبرد و با بعضی از خواص به طور خصوصی صحبت میكند و احتمالاً پشكل و ادرارش هم شفاست
از اين قضيه مدتها گذشت و ظاهراً تقدس گوسفند هم كمرنگتر شد. برخی آن را شايعهای ساختهی صاحب گوسفند میدانند كه به هر صورت درآمد خوبی از طريق نذورات مردم خرافی به پای اين «گوسالهی سامری» به جيب زد
ديگ سمنوی مقدس در قم
سال گذشته نيز خبر میدهند در ديگی كه در روستای ونارج نزديك قم در آن سمنو میپختهاند جای پايی ظاهر شده كه احتمالاً جای پای يكی از ائمه است! اين خبر نيز مانند هر خبر خرافهآميز ديگر به سرعت منتشر شده و دسته دسته مردم عقل باخته برای تماشای ديگ سمنوی مقدس به روستای ونارج قم میروند و حتی هيأتهای مذهبی در كنار آن به اجرای مراسم پرداختند و مبلغ هنگفتی برای ساخت جايگاهی ويژه برای آن جمع آوری میشود
زن ببر نمای قم
دو سال پيش يك عكس تبليغاتی از چهرهی زنی با صورت ببر كه توسط فتوشاپ ساخته شده، متعلق به يك موسسه تبليغاتی در كرمانشاه در يكی از مطبوعات محلی چاپ میشود. بعد از مدتی اين عكس در قم كپی و تكثير شده و شايعهای پديد میآيد كه زنی به مقدسات اهانت نموده و به اين صورت درآمده و او را دستگير كردهاند. قدرت تهييج و تحريك اين شايعه چنان است كه به زودی مردم به سمت پاسگاه شيخآباد در منطقه نيروگاه قم هجوم میبرند و از عوامل انتظامی میخواهند تا زنی كه ادعا میشود به خاطر پاره كردن قرآن كريم و ريختن آن در زبالهدانی و تبديل شدنش به صورت ببری كه نيمی از صورتش به شكل انسان است و مانند ببرها دم و سبيل دارد، را به آنها نشان دهند! شايعه میشود كه قرار است زن ببرنما را روز جمعه اعدام كنند. با فرا رسيدن بعداز ظهر روز جمعه و نزديك شدن به ساعات اعدام زن ببرنما مردم اين منطقه گروه گروه در ميدان نبوت تجمع میكنند و از آنجايی كه يك جرثقيل هم بر حسب تصادف در همان محل پارك بوده مردم گمان میكنند كه احتمالاً با همين جرثقيل میخواهند زن را اعدام كنند و در واقع وجود اين جرثقيل هم بر اطمينان بيشتر مردم نسبت به اين مسأله میافزايد وشايعه را باورپذيرتر میكند. اين قضيه به تدريج به صورت يك شورش همگانی درمیآيد و با شكستن شيشه بانكها منطقه به آشوب كشيده میشود و تعداد زيادی نيز دستگير میشوند
دستخط امام زمان
مدتی پيش تصوير اسكن شدهای از نامهای منسوب به امام زمان( توجه كنيد! به خط فارسی و نه عربی) در تهران و مسجد جمكران توزيع شد و در نشريهی خورشيد نيز به چاپ رسيد و به تعداد زياد در محافل مذهبی تكثير و در سايتهای اينترنتی نيز منتشرشد كه در آن اشاره شده اين دستخط امام زمان است و خادم مسجد آن را پيدا كرده است. خادم مسجد نوشته
در تاريخ 12 محرم 1404 هجری قمری صندوق موقوفه مسجد را كه نذورات و كمكهای مردمی در آن جمع و صرف اطعام به نام حضرت اباالفضل عليه السلام و عاشورا و مناسبتهای ديگر دينی میشود، باز كردم و مشاهده نمودم به همراه پولهای درون صندوق نامهای در آن انداخته شده كه روی آن دو عدد شكلات تقريبا بزرگ قرار دارد در حالی كه همه میدانيم اين شكلاتها هر قدر كوچك باشند ممكن نيست از روزنه باريك صندوق به درون آن وارد شده باشند».
اين كه چرا امام زمان ناگزير شدهاند وجود خود را با انداختن دو شكلات در صندوق مسجدی اثبات كنند مشخص نيست. اما مشخصتر اين است كه به مصداق هر چه دروغ بزرگتر باورش آسانتر: «هر چه دروغ عوامانه تر، عوامپذيرتر خواهد بود نمونهها به پشت اتومبيلها، روی شيشه تاكسیها، كنار نمره عقب برخی اتومبيلهای شخصی و دولتی نگاه كنيد. از اين نوع تابلوها كم نمی بينيد، كه همگی به نوعی ترويج خرافات اند. حتی به بخش آگهی مطبوعات هم اگر مراجعه كنيد، كم با چنين مضمونی كه اين براحتی میتوانيد روی شيشه تاكسیهای شهرهای مختلف ببينيد روبرو نمی شويد
دعانويسی، گشايش كار، بختگشايی، باطل السحر
و یک نمونه دیگر
تا ابله در جهان است مفلس در نمی ماند
چندان عجیب نیست اگر با دعا و رمل و استرلاب و پرداخت سهم آقایان از سد کنکور گذشت
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 11:36 توسط adel dosti |
|
|
1- ادای غربیها را در میآورد و زنش را که ناموس ملت ایران است همراه خودش به سخنرانیهایش میبرد. این چه جلوهگریهای خطرناکی است که براه افتاده و کجایند غیرتمندان که جلوی این نمایشهای توهینآمیز را بگیرند؟ بقول ژنرال هموسو، کسی که از عهده حفظ زن و بچه خودش بر نمیآید، چگونه میخواهد ناموس یک ملت را در صحنههای بین المللی نجات دهد؟ 2-ما حوصله ظهور مجدد گروههای فشار را نداریم. مگر درین چهار سال که گروه فشاری نبود، به ما بد گذشت؟ 3-موسوی حداقل در دو ماه گذشته كه به طور رسمی وارد گود رقابتهای انتخاباتی شده است هیچ حرف جدید و تئوری بدیعی برای اداره كشور ارائه نداده است. 4-هنوز توجیه قابل قبولی برای سكوت 20 ساله وی در قبال مهمترین حوادث و وقایع جاری مملكت پیدا نكرده ام. 5-روشهای تبلیغاتی مهندس موسوی مثل نمادهای سبز، first lady و... خیلی مخملی و نچسب است. 6-با توجه به سوابق استعفایش و اظهارات اطرافیان و هم حزبی هایش فكر نمی كنم مرد عمل باشد و بتواند در این مقطع حساس از تاریخ انقلاب سكان هدایت قوه مجریه را به دست بگیرد. 7-مارهایی كه در میتینگ ها و سخنرانی ها به آنها استناد می كند خیلی غیر علمی و خلاف واقع است. وی رقم 300 میلیارد را از كجا آورده است. 8-بعضی اوقات به خاطر تخریب دولت مردم را هم تخریب می كند. مثلاگفته است:” دولت دروغ گو نمی تواند اپیدمی دروغ را برطرف كند.” اپیدمی دروغ متهم كردن آحاد مردم به دروغ گویی است. ویا گفته است: “در این سه سال به قهقرا رفتیم و راه را گم كردیم.” پس شعور مردمی كه به دولت كنونی رای دادند و هنوز نظرسنجی ها نشان می دهد به آن اعتماد دارند، چه می شود؟ 9-سخنگوی ائتلاف مردمی حامیان موسوی گفته است:” اگر موسوی رای نیاورد،می گویند همه چادری و ریشو بشوند.” اما مگر در چهار سال گذشته همه ریشو و چادری شدند كه اگر موسوی رای نیاورد چنین تحمیلی بر مردم صورت پذیرد. این دست تبلیغات خیلی عوام فریبانه و توهین به مردم است. 10- رنگ لباس میرحسین موسوی سبز و زبانش سرخ است. اما رقیب او تمایلی به طعنه و تخریب ندارد. احمدی نژاد تنها خود را مدافع كارنامه 4 ساله اش می داند. |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 12:32 توسط adel dosti |
|
|
1- در 20 سال گذشته در دولتهای شما آقای هاشمی و آقای خاتمی آمریكا علنا اعلام میكرد به دنبال براندازی نظام در ایران است اما امروز رسما میگوید دیگر به دنبال براندازی نیست. سوال اینجاست كدام سیاست خارجی ذلتآفرین و كدام یك عزتمندانه است؟ 2- در دوران نخست وزیری شما مواضع شما نسبت به مسئله فلسطین و رژیم صهیونیستی به گونهای بود كه حتی میگفتید ما باید نیروی نظامی به فلسطین بفرستیم، اما امروز لحن شما در مقابل اسرائیل تغییر یافته است. علت چیست؟ 3- دادن اطلاعات غلط به مردم درباره عملكرد دولت نهم در حوزه اقتصادی و سیاست خارجی از كجا ناشی میشود؟ 4- شما كه به جریان آزاد اطلاعات اعتقاد دارید و شعار تنش زدایی از سیاست خارجی را مطرح میكنید چه چیز موجب قطع رابطه ایران و عربستان در زمان نخستوزیریتان شد؟ 5- امروز اعلام میكنید كه احساس خطر كرده و پا به عرصه انتخابات گذاشتهاید. آیا شما در غائله 18 تیر كه جریان برانداز به سمت مركز حكومت حركت كرده بود و یا زمانی كه به تمامی مقدسات خدشه وارد میكردند و حتی میخواستند اندیشه امام راحل را به موزههای تاریخ بفرستند، شما احساس خطر نكردید؟ 6- شما در زمان نخستوزیریتان با جریانسازی، اختیار قانونی رئیس جمهور وقت رادر نظارت بر تعیین وزرا از وی سلب كردید و كار را به جایی رساندید كه حضرت امام (ره) شخصا دخالت نمودند، در این مورد چه توضیحی دارید؟ 7- چه مقدار از فرمان هشت مادهای حضرت امام (ره) كه در زمان دولت شما صادر شد را اجرا نمودید؟ 8- شما از قانون گرایی و عدم فرار از قانون سخن میگویید لطفا درباره ماجرایی كه در زمان نخست وزیریتان پیش آمد و شما در زمان تعطیلات مجلس بدون مجوز و غیر قانونی 95 میلیارد دلار از خزانه برداشت كردهاید، توضیحاتی ارائه نمایید؟ 9- آقای موسوی چرا اسامی نمایندگانی را كه با شما مخالف بودند را افشا نمودید كه موجب تخریب آنها در فضای سیاسی كشور شد؟ 10 در زمان شما یك روزنامه آن هم كه بین سالهای 63 تا 64 شروع به انتشار نمود و موضع انتقادی نسبت به عملكرد شما داشت، موجب بیمهری شما قرار گرفت و شما آن انتقادات را تحمل نكردید و آن قدر فشار آوردید كه آن روزنامه تعطیل شد؟ 11- تحمل مخالف را در دولتهای گذشته و این دولت كه 320 هزار تیتر تخریبی علیه آن در جراید و رسانه ها منتشر شد چگونه ارزیابی میكنید. 12- دولت نهم بیشترین رابطه را با مراجع و روحانیت داشته است. كمی راجع به ارتباط خودتان با مراجع در دوران نخست وزیری توضیح دهید؟ 13- كشیدن كاریكاتور علما پس از ملی شدن صنعت نفت منسوخ شده بود اما در دولت قبل عدهای به خود اجازه دادند كاریكاتور یكی از علما را در نشریات خود منتشر كنند. سكوت شما در آن زمان چه معنایی داشت؟ 14- امروز آقایان هاشمی و خاتمی پشتیبان شما هستند و شما نیز گفتهاید كه به پشتیبانی آنها افتخار میكنید. عكس العمل شما در مورد موج صدور مدارك تقلبی برای مدیران در این دولتها چیست؟ 15- آیا ستاره كردن دانشجویان در دولت آقای خاتمی و در زمان وزارت آقای معین شروع نشد و در این دولت برای همیشه به آن پایان داده نشد؟ 16- دردولت آقای هاشمی نرخ تورم به 49 ونیم درصد رسید و دولت 49 میلیارد دلار استقراض خارجی نمود، آیا به جا نبود در آن زمان احساس خطر كنید؟ 17- آیا شما در مورد ثروتهای هنگفت و بادآورده برخی از وزیران دولت خود و اعضای فعلی ستاد انتخاباتیان صحبتهایی دارید؟ 18-هزینه سنگین تبلیغات انتخاباتی شما از كجا تامین شده است؟ 19- آقای موسوی برنامههای شما برای اداره كشور چیست؟ شما سه ماه است كه اعلام كاندیداتوری كردهاید ولی برنامه ارائه ندادهاید. آیا میشود فقط با انتقاد كشور را اداره نمود؟ 20- خانم فائزه هاشمی در جایی گفته است اصلاحات دنباله سازندگی است و مهندس موسوی نیز ادامه هر دوی آنهاست؛ آیا دولت شما ادامه دهنده اشرافیگری دولتهای سابق خواهد بود؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 12:30 توسط adel dosti |
|
ادامه مطلب |
|||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 14:6 توسط adel dosti |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
حافظ شیرازی
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را صائب تبریزی اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را شهریار اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند ! نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را |
| آرشیو موضوعی |
|
پزشکی و بهداشت روانشناسی و اجتماعی سیاسی عشق و عاشقی ورزشی طنز و شوخی |
|
RSS
|