دو شعر زیبا

 

دلم برای تو گاهی عجیب میسوزد

 

شبیه شمع که خیلی نجیب می سوزد

 

دلم برای دل ساده ام که خواهد خورد

 

دوباره مثل همیشه فریب میسوزد

 

نشسته ای به امید که؟ گر بگیر ای عشق

 

همیشه آتش تو ، بی لهیب میسوزد

 

تو اشتباه نکردی گناه آدم بود

 

اگر هنوز بشر پای سیب میسوزد

 

من آشنای تو بودم ولی ندانستم

 

غریبه ها دلشان هم غریب میسوزد

 

برای من فقط این دل زعشق جا مانده است

 

که با نگاه شما عنقریب میسوزد

 *********************************

 

نه شعر می شنوی بعداز این شماازمن

 نه گریه می شنود نیمه شب خدا از من

 تمام بی کسی ام را به باد خواهم داد

 که نشنود شبی آیینه ای صدا از من

 سکوت می کنم و سهمم از شما این بود

 که من جدا زشما و شما جدا از من

 چه اشتباه بزرگی که فکرمیکردم

 که با گلی برسید وشبی شما از من...

 دوباره لعنت ونفرین به من ،به سادگی ام

 دوباره بسترسردو...شب و..دعا از من

 سکوت میکنم وازتو نیز میگذرم

خداکند بپذیرد تو را خدا از من

 

 

به تو می اندیشم

ز من مپرس که بر من چه حال می گذرد

چو روز وصل توام، در خیال می گذرد

>><< 

من هرچه دیده ام ز دل و دیده دیده ام

گاهی ز دل بود گله ، گاهی ز دیده ام

>><<

مباد دل ز هوای تو یک زمان خالی

که بی هوای تو ام تن بود ز جان خالی

>><<

گویند که هر چیز به هنگام، بوَد خوش

ای عشق چه چیزی که خوشی در همه هنگام

>><<

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم

چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم

 

شعری از استاد حسن منزوی

به سینه می زندم سر دلی که کرده هوایت


دلی که کرده هوای کرشمه های صدایت



نه یوسفم نه سیاوش به نفس کشتن و پرهیز


که آورد دلم ای دوست ، تاب وسوسه هایت

تو را ز جرگه ی انبوه خاطرات قدیمی


برون کشیده ام و دل نهاده ام به صفایت

تو ، سخت و دیر به دست آمدی مرا و عجب نیست


نمی کنم اگر ای دوست سهل و زود رهایت

گره به کار من افتاده از غم غربت


کجاست چابکی دست های عقده گشایت

به کبر شعر مبینم که تکیه داده به افلاک


به خاکساری دل بین که سر نهاده به پایت

دلم گرفته برایت – زبان ساده ی عشق است


سلیس و ساده بگویم : دلم گرفته برایت

 

                      

   دنیا فریبت تا به کِی،ما را نمانده طاقتی

تا میزدی بَر ما ِبزن،هر مشکلی وآفتی

                     ای رهگذر ای آشنا،کردم به سختی عادتی              

بر هر دَری آسان روم،بَهر نیاز و حاجتی    

                      دنیا به کیشت کافرم،هر چند باشد دولتی               

این دولت وشوکت کجا،بر ما رساند غایتی