سرمايه ي هر دلي حرف هايست که براي نگفتن دارد

 

 

عشق يعني تو مرا مي راني و من به صد حوصله مي ايم باز

 

 

دوست داشتن کسانی که دوستمان می‌دارند کار بزرگی نیست، مهم آن است آنهایی را که ما را دوست ندارند، دوست بداریم

 

ما همیشه صداهای بلند را میشنویم

پررنگ ها را میبینیم

سخت ها را میخواهیم

غافل ازینکه :

خوبها آسان میآیند،

بی رنگ می مانند و بی صدا می روند

 

 

آنانکه مي دانند رنج مي برند و آنانکه نمي دانند به ديگران رنج مي دهند

 

حکايت جالبي است که فراموش شدگان فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمي کنند

 

 

يا درست حرف بزن يا عاقلانه سكوت كن

 

 

اشتباهات انسان، در ابتدا رهگذرند، سپس ميهمان ميشوند و بعد صاحبخانه

 

 

تنهايي من زماني ولادت يافت که انسانها ، لغزشهاي حاصل از پرگويي مرا ستودند و فضايل خاموشي ام را ناچيز شمردند

 

 

گاهي برخي از بركات خداوند با شكستن تمامي شيشه ها وارد مي گردند

 

 

فقط کسی رنگین کمان را میبیند که تا آخر زیر باران بایستد

 

 

به همه لبخند بزن اما با 1 نفر بخند همه را دوست داشته باش اما به يک نفر عشق بورز تو قلب همه باش اما قلبت مال 1 نفر باشد

 

 

خدایا من اگر بد کنم تو را بنده های خوب فراوان است.........اما اگر تو مدارا نکنی مرا خدای دیگر کجاست؟؟؟؟

 

 

افسوس... آن زمان که باید دوست بداریم کوتاهی میکنیم آن زمان که دوستمان دارند لجبازی میکنیم و بعد... برای آنچه از دست رفته آه میکشیم